عبد الحسين بن محمد حسن طبيب تبريزى

283

مطرح الأنظار في تراجم أطباء الأعصار وفلاسفة الأمصار ( فارسى )

سال مزبور بود والى آنجا ( شاهنواز خان ) نام داشت و رسم او اين بود كه هركس بحضور او مىرفت به وضع سلاطين ايران بايد جلو روى او سه مرتبه به سجده افتاده زمين را ببوسد اما من بجاى سه مرتبه سجده سه مرتبه تعظيم نمودم ولى حين شرفيابى حضور پادشاه ايران سه مرتبه سجده كرده بودم ( مراد از پادشاه ايران شاه عباس ثانى و يا پسر او شاه صفى دويم است كه در آن اوقات در ايران سلطنت داشته‌اند ) در آن‌وقت طبيب تفليس عجوزى بود كه طبابت تمام اين شهر منحصر به شخص او و عموم اهالى بوى رجوع مىنمودند از طرز معالجات او كه استفسار كردم و خود به من گفت چند فقرهء آن ذيلا نكاشته مىشود معالجهء استسقا - شربتى از ريشهء نخود طبخ داده هر دو روز يك بار به مريض بنوشانند * معالجهء حبس البول - پنج روز متوالى به مريض پوست چينه‌دان خروس اخته بخورانند * معالجهء يرقان - مريض را ميان برنج پخته بخوابانند و اگر ممكن نباشد شير به بدنش بمالند معالجهء وجع مفاصل - مطبوخ خريق را هم بنوشند و هم طلا نمايند * معالجهء اوجاع اندرونى - مطبوخ موميايى صرف نمايند * معالجهء سقطه و ضربه - مطبوخ موميايى به فرط به مريض دهند و او را در پوست كاو كنند و فصد نمايند * معالجهء ذوسنطاريا - مطبوخ بزرك و مورد با خون خركوش مخلوط به شراب بدهند * معالجهء ذات الجنب - دو پارچهء بزرك از خمير را نازك كرده و قدرى زاج روى او پاشيده و آن خمير را گرم كرده يك پارچه را بموضع وجع و يك پارچه از پشت به طرف مقابل بچسبانند و عمل را مكرر نمايند تا رفع مرض شود * كشيش ( كاپوسين ) براى من گفت كه در اين شهر نوبه زياد است بهترين معالجه كه براى آن يافته‌اند اينست كه مريض را به آب سرد برند فورا بيرون آورده بالاپوش زيادى روى او انداخته و مالش دهند تا عرق نمايد * 2 1 تقى الدّين الطبيب المعروف بالحشايشى از اطباى مائه هفتم هجرى و معاصر با خواجه نصير الدّين طوسى بوده در عمل ترياق شهرتى عظيم داشت ولى در علم طب از مبرزين محسوب نمىشد غريغوريوس طبيب كه معاصر با طبيب مزبور است